اوکسین ادز معتبرترین و بزرگترین سیستم کسب درآمد وبمسترها
X
تبلیغات
رایتل
پنج‌شنبه 20 اسفند‌ماه سال 1388 ساعت 18:19

سوال: چرا گناهان کبیره در قرآن کریم تعیین نشده اند؟

سوال: چرا گناهان کبیره در قرآن کریم تعیین نشده اند؟


 
 جواب :

برخی از بزرگان گفته اند: در ابهام گناهان کبیره و تعیین نکردن آن در قرآن مجید حکمتی عظیم و لطفی بزرگ از طرف پروردگار عالم به بندگانش می باشد زیرا که اگر تعیین می گردید، مردم سعی می کردند فقط از آنها اجتناب کنند و از روی جهالت و هوای نفس بر اقدام به سایر گناهان جرأت می نمودند به خیال اینکه سایر گناهان به ایشان صدمه ای نمی زند آنگاه گرفتار عواقب ناگوار بسیاری می شوند که از آن جمله جرأت نمودن بر مخالفت نواهی الهی است. چه بد بنده ای است کسی که بر مولای خود جری شود و اموری را که امر به ترک آن فرموده، مخالفت کند بلکه این جرأت و بی حیایی سبب می شود که جرأت بر کبائر هم نماید زیرا کسی که نسبت به نواهی پروردگارش به صغائر بی پروا شد کم کم نسبت به گناهان کبیره هم بی باک می گردد. علاوه بر اینکه ارتکاب هر گناهی چه کبیره و چه صغیره، موجب کاهش ایمان شخص می شود و کاهش ایمان سبب ارتکاب سایر گناهان می شود تا آنجا که ممکن است عاقبت گناهکار به کفر و شرک منتهی شود.یکی دیگر از آن عواقب سوء ابتلا به تکرار گناه صغیره است که موجب کبیره شدن آن می شود. چون مسلم است که گناه صغیره در اثر تکرار، در حکم گناه کبیره می شود. پس حکمت و رحمت الهی، در ابهام کبائر است تا بلکه به سبب ابهام و اجمال کبائر بندگان از سایر گناهان نیز پرهیز کنند که مبادا در گناه کبیره واقع شوند. و از آن جمله است مبتلا شدن به تحقیر گناه صغیره که موجب کبیره شدن آن می شود. یکی دیگر از آن آثار سوء، وقوع در مفاسد کثیره ای که در گناهان صغیره است و محرومیت از خیرات زیادی که بر ترک کردن صغائر مترتب است زیرا هر عملی را که خداوند، از آن نهی فرموده، به سبب مفسده ای است که در انجام آن می باشد و هر گاه بنده ای مرتکب گناه صغیره گردد هر چند به برکت دوری کردن از کبائر گناهانش بخشیده می گردد ولی دچار مفسده آن گناه شده و قلبش به همان اندازه تیره گردیده است مگر اینکه بعدا آنرا جبران کند. و نیز هر گاه شخص گناه صغیره ای را بخاطر آن که مورد نهی پروردگار است ترک نماید مستحق عذاب الهی می گردد. پس معلوم شد که مرتکب گناه صغیره هم دچار مفسده آن گناه است و هم محروم از ثواب ترک آن. انسان وقتى گناهان کبیره را شناخت، و آنها را تشخیص داد، مى داند آنها محرماتى هستند که هرگز از ناحیه خداى تعالى مورد اغماض واقع نمى شوند، مگر آنکه مرتکب آنها توبه نصوح بکند، و به طور قاطع از ارتکاب آنها پشیمان شود، و همین علم خود یکى از موجبات بیدارى آدمى، و انصرافش از ارتکاب آنها مى شود. پس کسى نمى تواند به دلخوشى از این که اجتناب از کبائر، گناهان صغیره را محو مى کند هم چنان مرتکب گناه صغیره بشود. و اما شفاعت هر چند که حق است، ولی به حال آن هایى که در باره تکالیف الهى سهل انگارى مى کنند، و مثلا توبه و ندامت را استهزا نموده و به امید شفاعت همچنان به ارتکاب گناه ادامه مى دهند هیچ سودى ندارد چون چنین کسى با بى اعتنائیش به امر خداى سبحان، مرتکب بزرگترین و هلاک آورترین کبائر شده، و دیگر راهى براى شفاعت باقى نگذاشته است. و از همین جا مطلب قبلى ما خوب روشن مى شود، که گفتیم: بزرگى معصیت از شدت نهى از آن، فهمیده مى شود، اگر در نهى اصرار شده باشد، و یا بشدت صادر شده باشد، مى فهمیم این گناه کبیره است.
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo